روزمرگي...

شكست يعني شكل گرفتن عادات...

گفتم خيلي روزمره شدم... گفت كتاب بخون... گفتم مي خونم... گفت فيلم ببين... گفتم مي بينم... گفت خوبه كه..گفتم نه روزمره شدم...

بايد بنويسم... روزمره شدم...

من همان مجنون مست ياغيم...

پلي تكنيك تهران، پاييز 85...

روزي مهماني ناخوانده وارد حريم خانه شده بود، صداي اعتراض اهالي خانه آنقدر بالا گرفت كه نامحرمان ناخوانده را به سكوتي لرزان واداشت...

ايران، تابستان 88...

اينبار مهمان ناخوانده باورش شده بود كه صاحبخانه است... صداي اعتراض اهالي خانه باز هم بلندتر بود اما صدايي مي آمد... بوي خون به همراه داشت اين صدا...

سبزي خانه را سياه كرده بودند...

م.و.ز.ه

دلم يه موزه پر از احساس مي خواد... مثل هنرهاي معاصر...

سپيده...

اين شعر سهراب رو تا حالا نديده بودم واقعا تشبيه عجيبي تو اين شعره و همينه كه سهراب رو سهراب مي كنه... يك خيال كه مي تونه با نگاهش تو افق ناديدني ها رو ببينه...

 در دور دست
قویی پریده بی گاه از خواب
شوید غبار نیل ز بال و پر سپید
لبهای جویبار
لبریز موج زمزمه در بستر سپید
در هم دویده سایه و روشن
لغزان میان خرمن دوده
شبتاب می فروزد در آذر سپید
همپای رقص نازک نی زار
مرداب می گشاید چشم تر سپید
خطی ز نور روی سیاهی است :
گویی بر آبنوس درخشد زر سپید
دیوار سایه ها شده ویران
دست نگاه درافق دور
کاخی بلند ساخته با مرمر سپید

 

سرطان...

بگذاریم گاه روح، جسدش را غسل دهد
و لمس کند سردی مرگ را...

زوربا دٍ گریک

نمونه های بزرگی به ذهن می آیند که به روشنی نشان می دهند انسان چیزی به جز یک موجود گمشده نیست و عمر با لذتهای حقیر و رنجهای ناچیز و سخنان یاوه به پایان می رسد. آدم دلش می خواهد داد بزند و لب بگزد که: "چه ننگی"...


بعضي آدمها اصولا اهل رضايت نيستن،‌يعني هيچ چي تو زندگي راضيشون نميكنه، دنبال هزار و يك چيز مختلف و متفاوت ميرن و وقتي بهش ميرسن باز هم هنوز راضي نيستن. اين آدمها به نظر من مشكل اعتماد به نفس دارن. يا اعتماد به نفسشون انقدر بالاست كه همه چيز جز خوشون براشون كوچيك و بي ارزشه يا اينكه انقدر اعتماد به نفس پاييني دارن كه تلاش خودشون رو در رسيدن به هدفهاشون ناديده مي گيرن. اين آدمها تقريبا براي من غير قابل تحمل هستن،‌اما يه دسته ديگه از آدمها هستن كه حتي از اين ناراضيون هم غيرقابل تحمل تر هستن و اتفاقا اونها هم همين مشكل اعتماد به نفس رو دارن... اين عده كساني هستن كه همه رو مسخره مي كنن يا از همه ايراد مي گيرن. بيشتر اونهايي كه جزو اين عده هستن و اعتماد به نفس خوبي هم دارن، تقريبا 98% اطرافيانشون رو مسخره مي كنن و دسته ديگه كه دچار خود كم بيني هستن از 98 % اطرافيانشون ايرادهاي بني اسراييلي مي گيرن. اون 2% هم كه دور از تيررس اين عده هستن كساني هستن كه وضعيت اعتماديشون حادتر از اين دسته‌هاست.