صحنه اول: روز- داخلی- اتاق رئیس گروه
برگه انتخاب واحدم رو میذارم رو میز... استاد کنار درسها تیک میزنه و یه نگاه کلی بهش میندازه... خیلی شاکی تر از اونم که جلوی خودم رو نگه دارم چیزی نگم...
من- استاد این ترم آخری زمان کلاسها حسابی ما رو اذیت می کنه.
استاد- برای چی؟
من-خب اینجوری هم دوشنبه صبحمون میره هم سه شنبه.
استاد- یعنی چی میره؟
من- یعنی نه به درس می رسیم نه به کار.
استاد-نه خب شما دانشجوی فوق لیسانسین نباید کار کنین که، این دوره ها رو هم بالاخره باید بگذرونین.
من- بله، ما دیگه پی همه چی رو به تنمون زدیم.
استاد- می تونین نیاین..
با حس بدی برگه رو ازش می گیریم و با یه مرسی ساده به سمت در میرم...
صحنه دوم- روز -داخلی- راهرو اساتید
همون استاد میاد در اتاق استاد راهنمام رو باز میکنه تا پروژه هامون رو بذاریم رو میز.
من- استاد عذر می خوام اگه با اعتراضم اذیت شدین اما خب ما هم تحت فشاریم دیگه.
استاد- لبخند و حرفهایی تکراری که یادم نیست مبنی بر اینکه همین زمان رو هم با هزار تا مکافات ست کردن.
من- می دونم شما هم تحت فشار هستین ولی خب باز شما تجربه اتون بیشتره راحتتر دمپ می کنین.
استاد( در حالی که در اتاق رو قفل میکنه)- البته یه بخشیش هم بر میگرده به تفاوت در توانایی خانم ها و آقایون.
لبخندم رو لبم خشک میشه...می دونستم آدم قابل اعتمادی نیست.
صحنه سوم- روز- خارجی- تاکسی
راننده تاکسی از ترافیک شکایت میکنه و من هم میگم تقصیر خود مردمه که هر قانونی رو زیر پا میذارن.
راننده تاکسی- بله خانوم این جور آدمها دارن به حقوق بقیه تجاوز می کنن.
از یه راننده تاکسی این حرف برام خیلی عجیبه.
بعد از یه سکوت طولانی.
راننده تاکسی- البته خانوم ببخشید اینجوری میگم ها ولی این امثال شما خیلی اعصاب ما رو خرد می کنن.
چهره ام شکل علامت سوال میشه.
راننده تاکسی- امان از دست رانندگی این خانومها. اوه اوه خیلی...
من- ببخشیدها اما آقایون هم خیلی خوب رانندگی نمیکنن تازه شما راننده تاکسیام که فکر می کننین کل خیابون مال شماست.
راننده تاکسی باز هم کلی شر و ور در مورد من و امثال من به اصطلاح خودش میگه و از اینکه اگه عربستان بود دیگه طرح زوج و فرد هم لازم نبود!
من- آقا من نمی خوام این بحث رو ادامه بدم به خاطر این که تاشما آقایون اینجوری فکر می کننین وضع مملکت از این بهتر نمیشه. شما به رانندگی خانومها دقت می کنین برای همین هم ایرادهاش رو می بینین اما به رانندگی آقایون توجه نمی کنین.
از شدت ترمز کم مونده سرم بخوره به شیشه... پرایدی که از تو فرعی می خواد بپیچه تو خیابون تا وسط خیابون اومده... اتفاقا رانندش هم مرده...