هیچ وقت به وبلاگ آدمهایی که میان برام کامنت میذارن وب قشنگی داری به من هم سر بزن، سر نزدم ... آدمی که در مقابل کل حسی که تو توی وبلاگت گذاشتی اینجوری ابراز عقیده می کنه به نظرم نمی تونه وبلاگ جالبی داشته باشه... بعضی ها استاد گند زدن به حس آدم هستن...

come back to me...

خانه کودکی... زمستان این خانه بوی کتاب و دفتر مشق می دهد...

خانه پدری پر از بوی مادر است...

خانه ای کوچک در شهری سرد.. در فصلی سرد... با گرمای تن تو... و یک جرعه شراب...این همان حس زیبای لمس کردن است...

به خانه ی من بیا... بگذار با پیکی از لبانت مست مست شوم.. گرم گرم... بگذار در این خانه تو را کودکانه بپرستم...

به خانه ی من بیا... و برایم تنها لبخندی بر لبانت بگذار...

به خانه من بیا...

هديه اي براي نگار شفاف

خواب    

 

مي‌آيي و مي‌روي

چون

باد بهار كوهستان

گرماي تو

گون را

شكوفه مي‌كند،

تو

يادگار درخت نارنجي

كه بهارش هنوز

عطر ارديبهشت مي‌خايد،

 

تو

و لوله ی زمستان را

به خوابِ خواب مي‌بري

و شكوفه‌هاي گيلاس را

بيدار مي‌كني،

لطفاً

به خواب من بيا

با عطر بوسه‌ها و شكوفه‌ها

اي نسيم نوروزي

انتظار تو

هرگز به پايان نمي‌رسد.

 

تهران – 20/09/87

 

پ.ن۱: امروز توی inbox ام یه ایمیل بود با یه فایل... امروز این شعر به من هدیه شد... امروز  بعد از سال ها هوس نوشتن و شعر نوشتن در من زنده شد...

پ.ن۲: عنوان این پست هم توسط خود شاعر( ..؟) ارسال شده.

lifecycle

من همه ی نقشهای تاریخی زنان میهنم هستم...

برای کودک فردایم مادری خواهم بود...

برای تو همسری خواهم کرد...

و برای او معشوقی بیش نخواهم بود...

همه ی نقشهایم را تاریخ برایم تعریف کرده است.. نقشهایی نه نسبت به خودم، نه نسبت به تو، نه نسبت به دیگری... نقشهایی نسبت به  مردانی از میهنم را مردان دیگری برایم تعریف کرده اند...

من خود را در قالب تمام نقشها جا داده ام... من نقشها را به خود پیچیده ام

  در میان پیچیدگی نقشهایم، گاهی فقط گاهی یاد یک روز پاییزی در کوچه های کودکی مرا دخترکی می کند عاشق...

در میان پیچیدگیهای نقشهایم گاهی فقط گاهی به قله ها نگاه میکنم.. به برف و به آسمان...

صدای گریه ی کودکی...صدای مهربان تو... و نگاه های هوسباز او... تاریخ مرا رقم می زند... مرا و همه دختران میهنم را..

عبور باید کرد... اما با تو...

وقتی آرام و بی صدا، حتی بی آنکه درک شود، ميشکند، بايد که سکوت کرد و گذشت...

وقتی همه چيز را از درون، با ظاهری فريبنده از بيرون، فرو می ريزد، بايد که گذاشت و گذشت...

پ.ن: مشکلاتی که ۳سال تمام اذیتم کردن کم کم دارن حل میشن و تو این سه سال شاید هیچکس به اندازه بهزادم از اذیت شدن من زخم نخورده ولی با هر ضربه ای که من بهش زدم محکم پاشده و دوباره محکم کنارم ایستاده... بهزاد سکوت کرده اما نگذاشته.. نگذشته...

می دونم هیچ کدم از کارهاش رو به قصد اینکه ازش تشکر کنم انجام نداده... می دونم این ذره ای از مهربونی و مراقبت بهزادم بوده... و حتی می دونم ته دلش گاهی ازم رنجیده...اما...

 بهزاد عزیزم بازم پیشم باش تا از این پل بگذرم... بی تو خیلی سخته...

 

16 آذر...

روز دانشجو... من هنوز دانشجو هستم و این بهترین حس رو بهم میده...

و ما هنوز با یکدگر پیوسته

لیک از پای و با زنجیر...

روز هر دانشجو مبارک...

پ.ن: امیدوارم پژواکیها ناراحت نشن که شعر قشنگ پژواک رو کمی تغییر دادم...

آرزویی...

کسی می تونه برای من آدم عجیب رو تعریف کنه؟؟؟

بگرد تا بگردیم...

کار فرهنگی با روش سرهنگی عملی نمیشه....

حکایت ما هم همین شده. 

- دانشگاه جای کار سیاسی نیست. برا همین هم یک گروه کاملا غیر سیاسی متشکل از دژبانهای بسیجی کانونهای فرهنگی رو تعطیل می کنه تا اقدام کاملا غیر سیاسی و فرهنگی انجام داده باشن.

- دانشگاه جای کار فرهنگیه برا همین همون گروه کاملا غیر سیاسی که اتفاقا یه چند نفر آشنا تو سپاه  و نیروی انتظامی دارن فک و فامیلاشون تو نیروی انتظامی رو میارین جلو در دانشگاه تا در اجرای کار فرهنگی هر کمکی از جمله زوری و باتومی و دادی و بیدادی و رعبی و خفنگز هم کمکشون کنن هم تماشاشون کنن هم با مزدورانی که سد راه اقدامات فرهنگی میشن بللللهههه و هم بالخره پیش بقیه فامیل یه هندونه ای زیر بغل و این حرفها.

- آقا ما هر جا پامون رو میذاریم یه هیئت ۴ نفری ازش اعزام میشه به اوین... دشمن اینا داشتین بگین بیام.

 

-

تنهایی...

وقتی بار سنگینی به دوش داری که فقط و فقط به تو مربوطه و فقط و فقط خودت باید به دوش بکشیش... و حس می کنی یکی کنارت قدم بر میداره و سنگینی باری رو که داری حس میکنه تو چشمهاش نگاه کن و این رو بهش بگو...

کسی که بیوریتم خود را نشناسد از بیان علت حوادث عاجز است

بیوریتم چیست

معنی مرگ مرتباً در سه سیکل خاص که مانندمنحنی های سینوسی دارای فازهای مثبت و منفی هستند در حال گذر است . دوره جسمی 23 روزه و بر فعالیت های فیزیولوژیکی بدن اثر می گذارد مواردی از قبیل مقاومت بدن در برابر بیماریها ، نیروی جسمی –هماهنگی بدن و سرعت انجام فعالیت فیزیکی دوره روحی یک دوره 28 روزه بوده و بیشتر شامل مواردی از قبیل خلاقیت –حساسیت –سلامت روحی و ادراک می شود .

دوره فکری شامل 33 روز بوده و شامل کارکرد حافظه – سرعت انتقال و قدرت یادگیری و تجزیه و تحلیل مسائل می شود .نصف دوره زمانی هر کدام از این سیکلها مثبت و نیم دیگر منفی است به عبارت دیگر در هر 5/11 روز اول فعالیت جسمی همراه با تحریک انرژی –قدرت جسمانی بالا و کار مفید عاری از اشتباه و توأم با تحمل است و در 5/11 روز – بعد ضعف – خستگی – انرژی ذخیره ای کمتر و کاهش توانایی مشاهده می شود در 14 روز اول دوره احساسی خوش رویی ، خوشبینی و علاقمندی بکار و زندگی و علاقمندی به مشارکت فعال در امور تشریک مساعی دوره مثبت سیکل است و 14 روز بعد که همراه با بد اخلاقی –زود رنجی و تند مزاجی است به همین ترتیب از لحاظ فکری بعد از 5/16روز نخست قدرت هوش ودرک و فهم مطالب و روحیه تحلیلی بالا و خلاقیت و در 5/16 روز دوم فراموشکاری –تنبلی فکری و مشکل بودن تمرکز و ذهن و تصمیم گیری است.

واقعیتهای جالبی که در رابطه با بیوریتم کشف شده اند ازجمله اینکه در هنگام تولد هر سه دوره از صفر شروع شده و بالا می روند تا به اوج برسد. این سیکلها حول محور زمان یا سطح بحرانی در نوسان هستند و فازهای مثبت و منفی را بوجود می آورند.

در سیکل منفی آسیب وجود ندارد ولی در گذر از مثبت به منفی وجود دارد این روزها را روزهای بحرانی می نامند برای مثال در هر سه مورد احتمال وقوع این موارد بیشتر است .

1-در روزهای بحرانی جسمی:  تصادف ، سرماخوردگی یا ناراحتی های بدن

2- روزهای بحرانی روحی:  ستیزه جویی ، سردرگمی و ضعف روشن

3-روزهای بحرانی فکری : اشتباهات قضاوتی ، مشکلات یادگیری و حافظه امکان پیش بینی و کاستن از خطاها وجود دارد مدیران می توانند با محاسبه تعداد روزهای بحرانی و زمان وقوع احتمالی آنها بسیاری از مشاجرات را با هم کم کرده و همچنین نیروی انسانی زیر نظر خود را بهتر حفظ کنند.

تئوری بیوریتم در اواخر قرن نوزدهم توسط فیلپس و سوبودا بوجود آمد که اولی ریتم جسمی و دیگری ریتم روحی را کشف کرد وی نقش مهمی در این تئوری داشت و در واقع تئوری به شکل امروز مدیون وی است . امکانی که بیوریتم در پیش بینی رفتارهای آینده به ما می دهد را می توان به عنوان اولین نقطه برای توجیه مدلل بودن آن تئوری دانست البته مشکلاتی در تعبیر و تفسیر آن نیز وجود دارد. اینکه هر سه هم زمان به هم و مستقل از یکدیگر عمل کرده در روزهای بحرانی هر سه سیستم تحت نفوذ هم قرار گرفته و مثلا یک روز بحرانی در دوره های روحی توسط منحنی های فیزیکی و فکری که به اندازه کافی قوی باشند خنثی می شود.

نظریه بیوریتم روشی است که به شناخت تغییراتی منظم و متناوب در رفتار و توانایی های آدمی منجر می شود

uncovered

چقدر کار کردن بدون مقنعه کارآیی آدم رو بالا می بره...