کسی که بیوریتم خود را نشناسد از بیان علت حوادث عاجز است
بیوریتم چیست
معنی مرگ مرتباً در سه سیکل خاص که مانندمنحنی های سینوسی دارای فازهای مثبت و منفی هستند در حال گذر است . دوره جسمی 23 روزه و بر فعالیت های فیزیولوژیکی بدن اثر می گذارد مواردی از قبیل مقاومت بدن در برابر بیماریها ، نیروی جسمی –هماهنگی بدن و سرعت انجام فعالیت فیزیکی دوره روحی یک دوره 28 روزه بوده و بیشتر شامل مواردی از قبیل خلاقیت –حساسیت –سلامت روحی و ادراک می شود .
دوره فکری شامل 33 روز بوده و شامل کارکرد حافظه – سرعت انتقال و قدرت یادگیری و تجزیه و تحلیل مسائل می شود .نصف دوره زمانی هر کدام از این سیکلها مثبت و نیم دیگر منفی است به عبارت دیگر در هر 5/11 روز اول فعالیت جسمی همراه با تحریک انرژی –قدرت جسمانی بالا و کار مفید عاری از اشتباه و توأم با تحمل است و در 5/11 روز – بعد ضعف – خستگی – انرژی ذخیره ای کمتر و کاهش توانایی مشاهده می شود در 14 روز اول دوره احساسی خوش رویی ، خوشبینی و علاقمندی بکار و زندگی و علاقمندی به مشارکت فعال در امور تشریک مساعی دوره مثبت سیکل است و 14 روز بعد که همراه با بد اخلاقی –زود رنجی و تند مزاجی است به همین ترتیب از لحاظ فکری بعد از 5/16روز نخست قدرت هوش ودرک و فهم مطالب و روحیه تحلیلی بالا و خلاقیت و در 5/16 روز دوم فراموشکاری –تنبلی فکری و مشکل بودن تمرکز و ذهن و تصمیم گیری است.
واقعیتهای جالبی که در رابطه با بیوریتم کشف شده اند ازجمله اینکه در هنگام تولد هر سه دوره از صفر شروع شده و بالا می روند تا به اوج برسد. این سیکلها حول محور زمان یا سطح بحرانی در نوسان هستند و فازهای مثبت و منفی را بوجود می آورند.
در سیکل منفی آسیب وجود ندارد ولی در گذر از مثبت به منفی وجود دارد این روزها را روزهای بحرانی می نامند برای مثال در هر سه مورد احتمال وقوع این موارد بیشتر است .
1-در روزهای بحرانی جسمی: تصادف ، سرماخوردگی یا ناراحتی های بدن
2- روزهای بحرانی روحی: ستیزه جویی ، سردرگمی و ضعف روشن
3-روزهای بحرانی فکری : اشتباهات قضاوتی ، مشکلات یادگیری و حافظه امکان پیش بینی و کاستن از خطاها وجود دارد مدیران می توانند با محاسبه تعداد روزهای بحرانی و زمان وقوع احتمالی آنها بسیاری از مشاجرات را با هم کم کرده و همچنین نیروی انسانی زیر نظر خود را بهتر حفظ کنند.
تئوری بیوریتم در اواخر قرن نوزدهم توسط فیلپس و سوبودا بوجود آمد که اولی ریتم جسمی و دیگری ریتم روحی را کشف کرد وی نقش مهمی در این تئوری داشت و در واقع تئوری به شکل امروز مدیون وی است . امکانی که بیوریتم در پیش بینی رفتارهای آینده به ما می دهد را می توان به عنوان اولین نقطه برای توجیه مدلل بودن آن تئوری دانست البته مشکلاتی در تعبیر و تفسیر آن نیز وجود دارد. اینکه هر سه هم زمان به هم و مستقل از یکدیگر عمل کرده در روزهای بحرانی هر سه سیستم تحت نفوذ هم قرار گرفته و مثلا یک روز بحرانی در دوره های روحی توسط منحنی های فیزیکی و فکری که به اندازه کافی قوی باشند خنثی می شود.
نظریه بیوریتم روشی است که به شناخت تغییراتی منظم و متناوب در رفتار و توانایی های آدمی منجر می شود
every one deserves a fresh start...