من همان مجنون مست ياغيم...
پلي تكنيك تهران، پاييز 85...
روزي مهماني ناخوانده وارد حريم خانه شده بود، صداي اعتراض اهالي خانه آنقدر بالا گرفت كه نامحرمان ناخوانده را به سكوتي لرزان واداشت...
ايران، تابستان 88...
اينبار مهمان ناخوانده باورش شده بود كه صاحبخانه است... صداي اعتراض اهالي خانه باز هم بلندتر بود اما صدايي مي آمد... بوي خون به همراه داشت اين صدا...
سبزي خانه را سياه كرده بودند...
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 15:39 توسط نگار
|
every one deserves a fresh start...