مدتهاست ننوشتم نه اینجا نه هیچ جای دیگه...
مدتهاست که زمان و مکان تغییر کردن... تغییر کردن تا باز قدرت نوشتنم رو از دست بدم...
مدتهاست انگشتهام علامت سکوت شده روی لبهام...
کسی آیا می دونه چرا انقدر وحشیانه زندگی می کنم؟ کسی آیا می تونه بگه این صدای فریاد از کجا داره میاد؟
نه کمک نه، نگرانی نه، نگاهم نکن... با من حرف نزن.. کاش انگشتهای تو هم علامت سکوت می شد روی لبهات.. کاش لبخندت انقدر معصوم نبود... کاش همه ی گناههای عالم تقصیر من نبود...
مهربون باشم؟ لبخند بزنم؟ نگاهت کنم همه چی حله؟ نه داد نزن... نه داد نزن... نه داد نزن...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 11:4 توسط نگار
|
every one deserves a fresh start...